أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
610
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
خرماى نارس و مازو به دست مىآيد ، مىتوان ساخت و اين جانشين [ سك ] چينى است 3 . ( 1 ) . مادهء معطر كه از رامك ( نك . شمارهء 456 ) و مشك به دست مىآيد و به نوبهء خود مىتواند يكى از اجزاى مواد معطر پيچيدهتر باشد ؛ كندى ، كيميا ، 329 ، يادداشت 107 . در پزشكى نيز به عنوان مادهء قابض در تركيب داروهاى دستگاه گوارش وارد مىشود . نك . ابن سينا ، V ، 80 ، 113 و جز اينها . ( 2 ) . معلوم نيست چه كسى ؛ نسخهء فارسى : « ابو ريحان گويد تركيب او آن است . . . » . * ( 3 ) . در حاشيهء نسخهء الف نوشته شده و در نسخهء فارسى حذف شده است . 545 . سكرمكان 1 در وجيرستان به اين نام معروف است ، در زابلستان آن را مترى 2 مىنامند . اين علفى است با دانههاى سياه به اندازه كرسنه و پهن . آنها را در خشكسالىها مىخورند ؛ اگر غذايى [ از آن ] به صورت گرم مصرف شود ، ران را مىپوساند و مفصل آن را جدا مىكند ، به گونهاى كه خورندهاش به لنگيدن مىافتد . اما اگر غذا را سرد بخورند ، آنگاه چنين زيانى را موجب نمىشود . آنها 3 در پرهيز از آن زيادهروى مىكنند و حتى مىگويند كه كسى علف اين [ گياه ] را گسترد ، رويش خوابيد و در نتيجه لنگ شد . ( 1 ) . چنين است در نسخهء الف ، در ديگر منابع و فرهنگهاى دسترس ما نوشته نشده است . شايد با واژهء سكرى غلاف ( لوبيا ) ارتباط داشته باشد ؛ اسلانف ، 565 . بر پايه اشاره بيرونى كه اين گياه در زابلستان به « مترى » مشهور است ، مىتوان آن را نوعى نخود تعريف كرد ؛ نك . يادداشت 2 . اين عنوان در Picture ، 124 درج شده است . ( 2 ) . نسخهء الف : مثرنى ، نسخهء فارسى : ميثرنى كه بايد خواند مترى ، زيرا طبق Platts ، 998 : مترى ( matari , matri ) نخود ريز است . متر يا متر به افغانى - نخود دشتى - Pisum sativum L . است ؛ اسلانف ، 792 . ( 3 ) . يعنى مردم وجيرستان ( افغانها ) ؛ Picture ، 124 ، يادداشت 8 . 546 . سكبينج 1 به رومى افطريون 2 ، به هندى سكهنگ 3 ، به سريانى حلبا 4 و شغفينون 5 ، به فارسى سغبين 6 [ ناميده مىشود ] . حمزه : گندهانگژد 7 همان سكفينه 8 است . ديسقوريدس : به رومى سغابينون 9 است . بهترين [ سكبينج ] - شفاف ، از بيرون سرخ و